اگه چند سال پیش بود اصلا نمیتونستم توی همچو محیطی دووم بیارم. ولی حالا کنار میام. سعی میکنم حواسم به کار باشه که کارشونو راه بندازم و به چیزی دیگه فکر نکنم. به این فکر میکنم که خدایی هست و بنده هاشو میبینه.
یه مسئله دیگه اینکه همیشه فکر میکنم بچه ها همگی معصوم و نازن. همگی قلبشون قشنگه. اینکه دنیای به این بزرگی در برابر قلبِ بچه ها هیچه. حالا وقتی مراجعینت توانخواه و مددجوها باشه، وقتی میبینمشون حس میکنم اینا از بچه ها هم بالاتر هستش جایگاهشون. یا کسایی که مشکل جسمی دارن انقدر آروم و بی ریا هستن انقدر رفتارشون ملایم هست. انشاالله خدا هواشونو داشته باشه. ماها، من بهشون درست نگاه کنیم مثل همه ی آدم های اطرافمون. شاید آرامشِ زیادشون نشون دهنده ی تلاطمِ درونشون باشه.
* اعراف/55
برچسب: ادعوا ربکم تضرعا و خفیه,ادعوا ربکم,
نویسنده: سپیده قاسمیپور